تبلیغات
امپراطوری گوگوریو - مقاله تحلیلی:در خدمت و خیانت وطن پرستان:
محیطی برای دوستداران تاریخ و فرهنگ کهن کره

مقاله تحلیلی:در خدمت و خیانت وطن پرستان:

جمعه 22 دی 1396 08:18 ب.ظ

نویسنده : مدیر سایت
ارسال شده در: تاریخ کره ، اختصاصی امپراطوری گوگوریو ،

در خدمت و خیانت وطن پرستان، نگاهی است گذرا و اجمالی بر تاریخ شبه جزیره قرن هفتم، زمانیکه سرانجام چشم بادامی های سرزمین افسانه ها طعم اتحاد را چشیدند.
مقاله با نوشته ای از امیرسیروس پور اوضاع سیاسی منطقه شبه جزیره را در حوالی قرن هفتم بررسی می کند و سپس نگاهی دقیقتر به زندگی (کیم چونچو) معمار اصلی اتحاد می اندازد و سرانجام مطلب با تحلیلی بر این ماجرا به قلم این حقیر ، به پایان میرسد.
ذکر چند نکته پیش از شروع مقاله ضروری است.
در تهیه این مطلب بزرگترین مانعی که سر راهمان بود ، کمبود اطلاعات تاریخی و دست اول نبودن منابع بود.
سعی بسیار شد تا هرچه در آن دوره تاریخی در دسترس هست ترجمه و منتشر شود.
برخی نکات اضافی حذف شد تا مطلب روان و کوتاه تر شود.
سعی بسیار شده است تا مطلب از همه جهات مورد بررسی قرار بگیرد 
امید است مقاله تحلیلی «در خدمت و خیانت وطن پرستان» که حاصل زحمات بسیار زیاد دوست عزیزم امیر سیروس پور و حضور بنده حقیر است مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد.
این شما و این هم تاریخ اتحاد سه پادشاهی:

به ادامه مطلب بروید.
از قرن پنجم میلادی؛ هر کدام از سه پادشاهی (گوگوریو؛بکجه و شیلا) با ایجاد حکومت هایی که در آن قدرت در دستان پادشاه متمرکز شده بود؛ اقدام به در پیش گرفتن سیاست گسترش وسعت سرزمین های خود کردند. در گوگوریو؛ جانگسو که فرزند پادشاه گوانگتو کبیر بود؛ در سال 427 پایتخت را به پیونگ یانگ منتقل کرد. او هانسونگ (سئول امروزی) را که پایتخت بکجه بود به همراه مناطقی در مجاورت رودخانه هان گانگ تصرف نمود و وسعت گوگوریو را تا منطقه ی گیونگی امروزی گسترش داد. به لطف این افزایش وسعت؛ گوگوریو به عنوان یک قدرت بزرگ در شمال شرقی آسیا ظهور پیدا کرد.
با نگاهی به بکجه در میابیم که این پادشاهی بعد از تسلیم نمودن مناطق اطراف رودخانه هانگانگ به گوگوریو؛ پایتخت خود را در سال 475 به اونگجین منتقل نمود.این کشور تلاش نمود تا با بازسازی قوای خود مناطق از دست داده را احیا کند. پادشاه دونگ سونگ با تقویت اتحاد با شیلا در مقابل گوگوریو صف آرایی کرد.پادشاه موریونگ به منظور تلاش برای ایجاد زمینه ای برای موفقیت اختیارات محلی را تقویت نمود. پادشاه سونگ که فرزند پادشاه موریونگ بود؛ پایتخت بکجه را به سابی منتقل نمود و به وسیله ی اتحاد با شیلا کنترل مناطق اطراف رودخانه ی هانگانگ را به دست آورد.
در شیلا و در زمان پادشاه جین هیونگ؛ سارو گوک در اوایل قرن ششم نام خود را به شیلا تغییر داد؛سیستم سیاسی آن تغییر یافت و مناطق مدیریتی آن از جمه پایتخت مجددا سازماندهی شد.پادشاه جی جونگ در سال 512 یوسان گوک (شامل جزایر اولونگ دو و دوکدو) را به خاک خود ضمیمه کرد. پادشاه 
بوپ هونگ با اعلام قوانین خاص در مورد خرقه های رسمی و اتحاد بودائیت به عنوان دین رسمی کشور؛ سیستم حکومتی کشور را تثبیت نمود. او همچنین در تلاش برای افزایش وسعت کشور گوم گوان گایا را به خاک شیلا ضمیمه نمود.پادشاه جین هیونگ هوارانگ ها را به عنوان یک سازمان کشوری سازماندهی نمود و وسعت کشور را به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد. او مناطق اطراف رودخانه ی هانگانگ را از بکجه تصرف نموده؛ منطقه ی ته گایا را شکست داده و مناطق اطراف رودخانه ی ناک دونگ گانگ را به خاک شیلا اضافه نمود. اون با این کار وسعت کشور را در عرض سواحل شرقی تا هامهیونگ افزایش داد.

در سال 612؛ سلسله ی سویی که کل سرزمین های اصلی چین را در یک کشور واحد متحد کرده بود؛ با مجهز کردن بیش از یک ملیون سرباز به گوگوریو حمله نمود.ژنرال اولچی موندوک از گوگوریو اغلب سربازان سویی را در رودخانه ی سالسو غرق نمود.سلسله ی سویی خسارت های متعددی را به دلیل شکست این تهاجم متحمل شد و در سال 618 جای خود را به سلسله ی تانگ داد. سلسله ی تانگ نیز چندین مرتبه به گوگوریو حمله نمود اما در تمام تلاش هایش شکست خورد.
در آگوست سال 642 زمانی که بکجه بخش هایی از مرز شیلا را مورد هجوم قرار داده بود، کیم چونچو به منظور درخواست نیروی کمکی به گوگوریو رفت.آنجا او دستگیر شده و زندانی شد ولی بعضی از ملازمان دلسوز دربار به وی کمک نمودند تا فرار کند زیرا کیم یوشین با ارتشی سی هزار نفری در مرزهای گوگوریو آماده حمله و نجات چونچو بود.
بعد از ناکامی در جلب کمک گوگوریو،کیم چونچو در سال 647 به وا (ژاپن کنونی) سفر نمود.نیهون شوگی (تواریخ ژاپن) به این سفر استناد می کند ولی سامگوک ساگی (تواریخ سه پادشاهی) هرگز به سفر وی برای جلب حمایت ژاپن در مهار بکجه اشاره ای نمی کند.
در سال 648، کیم چونچو همراه پسرش به منظور درخواست کمک از تانگ برای تصرف بکجه به چین سفر نمود.اگرچه آنها نتوانستند زمانی قطعی برای رسیدن نیروهای کمکی تانگ تعیین کنند ولی امپراطور تایزونگ از تانگ دستوری برای اعزام نیروهای نظامی تانگ را صادر کرد.در همان زمان
 کیم چونچو از امپراطور تایزونگ اجازه گرفت تا لباس رسمی شیلا را از مدل شیلایی به نوع تانگی آن تغییر دهد.بعد از برگشت کیم چونچو به شیلا در سال 649،لباس رسمی شیلا به فرم تانگی تغییر نمود.قبل از برگشت کیم چونچو به شیلا،امپراطور تایزونگ از تانگ به وی یک مقام مخصوص را اعطا کرد.کیم چونچو پسرش را در تانگ باقی گذاشت و بعدها سایر پسرانش از جمله مونمو را که بعدها سی امین پادشاه شیلا شد؛ به تانگ فرستاد.با این فعالیت های دیپلماتیک ، کیم چونچو روابط شیلا را با تانگ قوی تر نمود.
به محض رسیدن به سلطنت با عنوان پادشاه مویول،تانگ نامه ای به وی فرستاده و در ان کیم چونچو را " پادشاه شیلا" و " پادشاه للانگ" (للانگ یکی از فرمانداری های چینی در شبه جزیره کره بود که به مدت 400 سال دوام اورد تا اینکه گوگوریو آن را در سال 313 تصرف نمود) نامید.به دلیل روابط مسبوق به سابقه با امپراطور سلسله تانگ،پادشاه ته جونگ مویول روابط حسنه را با تانگ ادامه داد و پادشاهان دو کشور بر روی روابط دو جانبه تاکید می کردند.این تاکید بر روی روابط دو جانبه در اتحاد شبه جزیره کره توسط پسرچونچو یعنی مونمو حیاتی بود.
در ژانویه سال 655؛نیروهای مشترک بکجه و گوگوریو به مرزهای شمالی شیلا حمله نمودند.در سال 660 تانگ سرانجام به درخواست های مکرر پادشاه
 ته جونگ مویول تن در داد و ارتشی صد و سی هزار نفری را به رهبری ژنرال سو جونگ بانگ به منظور نابود کردن بکجه فرستاد.سربازان شیلا که توسط کیم یوشین هدایت می شدند؛ توانستند نیروهای سرآمد بکجه را که توسط گی بک فرماندهی می شدند در هوانگ سان بول شکست دهند و به سمت سابی پایتخت بکجه پیش روی کنند. سربازان تانگ نیز از طریق دهانه ی رودخانه گوم گانگ به بکجه حمله نمودند.سرانجام بکجه در سال 660 تسلیم نیروهای متحد شیلا - تانگ شدند.
سپس نیروهای ائتلاف تانگ – شیلا به گوگوریو که یکی از امپراطوری های قدرتمند شمال شرق اسیا بود حمله نمودند.اما گوگوریو که منابع خود را به دلیل دو جنگ همه جانبه در برابر دو سلسله ی چینی کاهش یافته می دید؛در سال 668 سقوط کرد.
بعد از غلبه بر بکجه و گوگوریو در یک اتحاد با شیلا؛تانگ سعی نمود تا کنترل خود را بر همه ی شبه جزیره ی کره از جمله شیلا اعمال کند.شیلا بر علیه تانگ اعلام جنگ نمود و ناوگان دریایی آن را در گیبول پو در نزدیکی دهانه ی رودخانه ی گوم گانگ شکست داد و تمام نیروهای تانگی را از شبه جزیره کره بیرون راند.این موضوع سبب دستاورد شاهکار گونه ی اتحاد در شبه جزیره کره در سال 676 شد.

با بیرون رفتن تانگ ، شبه جزیره کره رسما تحت کنترل شیلا قرار گرفت و سه پادشاهی متحد شد.

نگاهی به زندگی کیم چونچو:

پادشاه ته جونگ مویول یا همان کیم چونچو متولد سال ۶۰۴ میلادی،بیست و نه امین پادشاه شیلا بودکه از سال ۶۵۴ تا ۶۶۱ حکومت کرد.او به خاطر پیشتازی در وقوع اتحاد سه امپراطوری مشهور است.
او دوست”کیم یو شین”بود که سرانجام به دلیل ازدواج با آخرین خواهر کیم یو شین برادر زن وی شد.
مقدمه:
وی با مرتبه “سونگ گول”(یکی از مرتبه های اجتماعی اشراف)بدنیا امد.
پدر وی کیم یونگ سو؛ پسر بیست و پنجمین پادشاه شیلا،پادشاه جینجی بود.زمانی که پادشاه جینجی سرنگون شد؛ تمامی اعضای خانواده سلطنتی از جمله یونگسو برای پادشاهی فاقد صلاحیت شناخته شدند.
اما چون یونگ سو از معدود بازماندگان مرتبه اجتماعی سونگ گول بود و با یک شاهزاده از مرتبه سئونگ گول (دختر پادشاه جینپیونگ یا همان شاهزاده چون میونگ)ازدواج کرده بود؛
فرزند انها کیم چونچو یک سونگ گول شد و می توانست پادشاه شود.
کیم یونگسو یک شخصیت قدرتمند در دربار بود اما وی تمامی قدرت خود را در برابر “کیم بک بان”(برادر پادشاه)از دست داد.
برای اینکه زنده بماند؛ وی قبول کرد تا یک “جینگ گول”(مقام اشرافی پائین تر از سونگ گول)بشود. بنابراین او شانس پادشاه شدن را از دست داد.بعد از مرگ خاله اش (امپراطوریس سوندوک)،کیم چون چو از قدرت به نفع امپراطوریس جیندوک کناره گیری کرد.
با مرگ جیندوک دیگر هیچ فردی از طبقه اجتماعی سونگ گول وجود نداشت و فردی از خاندان سلطنتی با طبقه اجتماعی جینگ گول باید پادشاه می شد.
کیم آلچئون که بالاترین مقام دولت شیلا را داشت؛ گزینه اصلی برای امپراطور شدن بود .
پدر وی یک “سونگ گول”بود که با همسری از طبقه”جینگ گول” ازدواج کرده بود بنابراین فرزند انها از طبقه سونگ گول می شد و در نبرد برای امپراطوری با مشکل مواجه می شد.اما”کیم یو شین” از کیم چون چو حمایت کرد و سرانجام “آلچئون”جایگاه امپراطوری را رد کرد و از چون چو حمایت کرد. عاقبت کیم چون چو با عنوان “پادشاه مویول” امپراطور شد.
دوران سلطنت:
او روابط صمیمانه ای با امپراطور “گائوژونگ”از سلسله تانگ در چین داشت و متقابلا از یک دیگر حمایت می کردند و با وی حتی قبل از امپراطور شدن گائوژونگ دوست بود.
او پیوسته از تانگ برای نابودی باکجه تقاضای نیروی کمکی می کرد.سرانجام تانگ در سال ۶۶۰ راضی شد و ۱۳۰ هزار نفر را تحت رهبری ژنرال “سو دینگ فانگ”فرستاد.کیم یو شین هم با ۵۰ هزار نفر شیلایی عازم شد و در نبرد خونین “هوانگ سان بئول”ارتش باکجه را نابود کرد.
باکجه بدون دفاع ماند و پادشاه اویجا دستگیر شد و تنها گوگوریو به عنوان دشمن شیلا در شبه جزیره باقی ماند.در ماه ژوئن سال ۶۶۱؛ پادشاه مویول فوت کرد و پسرش “کیم بئوپ مین”با عنوان “پادشاه مونمو”جایگزین وی شد.


خونِ ملت:

 

اتحاد:

 

اتحاد واژه ای مقدس که سران شیلا آنرا محقق ساختند ، اما پرسش بزرگی را برای سالیان سال به جای گذاشتند و آن چگونگی تحقق این رویا بود.

شاید کسی را نتوان یافت که با متحد کردن ملت های هم خون و هم نژاد مخالف باشد.

سه پادشاهی قرن ها طعم تلخ جدایی و ملوک  الطوایفی را چشیده بود و ده ها پادشاه و ژنرال بزرگ آرزوی اتحاد  را به گور برده بودند.

اما در این میان کسانی موفق به تحقق این رویا شدند که شاید کسی فکرش را هم نمیکرد.

کیم چونچو ، مرد سیّاس و چرچیل ماب سلسله شیلا ، شیلایی که هیچگاه از دایره مرزهای مقدر شده اش بیرون نیامد ، شیلایی که بارها تا مرز از هم پاشیدن پیش رفت, بارها تحقیر شد ، تن به سر سپردگی به بکجه و گوگوریو سپرد اما در نهایت هر دوی آنها را شکست داد و منطقه را زیر پرچم خود متحد کرد.

در نفسِ خوب انجام کار تردیدی نیست اما چگونگی رخ دادن این اتحاد بود که حالا بزرگترین علامت سوال را در حساس ترین برهه زمانی تاریخ شبه جزیره بر جای گذاشته است.

اتحاد با تانگِ چین و کشاندن پای چشم بادامی های حریص و جاه طلبی که قرن ها  در پی تصاحب شبه جزیره بودند  و سپردن قسمت مهمی از جنگ به آنها را شاید هیچگاه نتوان توجیه کرد.

نیت و انگیزه شیلایی ها به فرض مقدس بودن و دور بودن از هرگونه جاه طلبی که تقریبا محال است ، باز هم نمی توان آوردن چینی ها را اقدامی در جهت تامین منافع دولت و ملت کره قلمداد کرد.

به هر صورت هر عقل ناقصی می تواند بفهمد اتحاد با دشمنی که خصومتش به زمان جومونگ بر می گردد اقدام عاقلانه ای نیست.

مسلم است که چینی ها سهم خواهی میکنند، مسلم است که حتی اگر به خواسته هایشان هم نه گفته شود و جلویشان بایستند ، باز هم کشور ضرر میدهد ، باز هم این یک بازی دو سر باخت است و...

حال از زاویه ای دیگر به این موضوع نگاه کنیم.

فرض را بر آن بگیریم که سران شیلا به جهت منافع شخصی و ملی خود اقدام به اتحاد کردند و اصلا نگران مردم بکجه و گوگوریو هم نبودند.

نتیجه اتحاد چه بود؟!

قطعا پدید آمدن پادشاهی قدرتمندی چون گوریو و بالهه را می توان نتیجه مستقیم این اتحاد دانست، با رشد قدرت چینی ها و تحولات جهان شاید بتوان گفت اگر چونچو و یوشین تئوری اتحاد را عملیاتی نمی کردند با وضعیت رو به افول سه پادشاهی ، شاید الان چیزی به نام سرزمین کره وجود خارجی نداشت و تاریخ تجو وانگ گان ها و
 شاه سیجونگ ها و ته جویونگ ها و... را هیچگاه به خود نمیدید.


قطعا نمی توان برداشت دقیق و حساب شده ای از تحولات قرن هفتم ارائه کرد.

اطلاعاتمان ناقص است و نمی توان برداشت کاملی از این جریان داشت.

اما ذکر یک نکته ضروری است.

گاهی در تاریخ ، منافع مردم با منافع حکام در یک سمت و سو قرار میگیرد.

گفتیم که اتحاد در مجموع بار مثبت برای شبه جزیره داشت چون شیلایی ها توانستند چینی ها را بیرون کنند.

پس جاه طلبی های چونچو و یوشین به نفع مردم تمام شد.

اما تمام شدنی که خون هزاران هزار نفر به پایش ریخته شد تا نهال اتحاد سر به فلک بکشد و حالا شبه جزیره قدرتی اثر گذار در جهان باشد.

هرچه هست کفه ترازو شدیدا مساوی است ، از یک طرف بودن چین بار منفی را بالا برده ، از یک طرف قدرت شیلا در بیرون راندن همین چینی ها و موفق بودن در انجام عملیات اتحاد بار مثبت را.

صد در صد در یک تهاجم خارجی یک ملت یک دست بهتر می تواند تاب بیاورد و برای وطنش بجنگد تا یک کشور سه تکه شده که به خون هم تشنه اند.

شاید چونچو با آن ذهن خلاقش آینده را یپش بینی کرده بود ، شاید دیده بود که گوگوریوی بدون یون گه سومون ، هیچ است. ، شاید دیده بود گیبک آخرین مرد بکجه است.می دانست نسل طلایی رو به اتمام است ، می دانست منطقه در شرایطی نیست که منتظر ظهور یک نسل طلایی دیگر باشد. بوی خون لخته بسته بر شمشیر چینی ها را استشمام میکرد که در انتظار کوچکترین لغزشند مثل مرگ یون گه سومون که بریزند و هست و نیست شبه جزیره را به یغما ببرند .

اتحاد هزینه داشت ، جنگ ... مگر میشود بی هزینه باشد ، اضطراب جنگ ، ترس شبهای عملیات ، شب های تیرباران، موشک باران، گلوله باران، جنگ... هیچگاه در تاریخ برنده ای نداشته است، جنگ...همه را شکست میدهد و خودش پیروز میدان است. 

جنگ ... کاش گزینه اش از روی میز تمام دولت ها کنار میرفت.


اما هرچه بود این دستاورد امپراطوری شیلا سرانجام به حقیقت پیوست.

هر دستاوردی بدون تردید بهایی دارد.

اتحاد هم مثل هر دستاورد دیگری خون بها می خواهد و چه چیزی برای سران جاه طلب تاریخ ، پیش پا افتاده تر از خونِ ملت.


نویسندگان: امیر سیروس پور ، سید محسن میررفیع

تهیه ، ویرایش و تنظیم «امپراطوری گوگوریو»


تحلیل شما از این رویداد تاریخی چیست؟!

بخش نظرات میزبان تحلیل شماست.






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 22 دی 1396 08:50 ب.ظ