محیطی برای دوستداران تاریخ و فرهنگ کهن کره

نقد و بررسی سریال «ایمان»:

چهارشنبه 29 خرداد 1392 10:04 ق.ظ

نویسنده : مدیر سایت
ارسال شده در: نقد و بررسی سریالهای کره ای ،

خلاصه ونقدی بر «ایمان»:

ایمان بیاوریم به «ایمان»

ایمان شاهکار اس بی اس در سال 2012 نخستین اثر تاریخی (لی مین هو)ستاره کره ای بود که بسیار فراتر از حد انتظار ظاهر شد و تمام پیشداوری ها پیرامون خودش را از بین برد.


به ادامه مطلب بروید.


طبق ریتینگ سریال ها در سال 2012 «ایمان» از آرانگ شکست خورد پس طبیعی بود که ما این سریال را ضعیفتر از آرانگ بدانیم اما اس بی اس با یک اثر به یاد ماندنی که می شود آنرا همتراز شاهکارهای کی بی اس مانند «مرد شاهزاده»قرار داد همه معادلات را به هم زد.

شاهزاده گروگان گوریو در راه رسیدن به پایتخت و به دست گرفتن قدرت اعطایی دربار یوآن مورد حمله مهاجمان قرار  میگیرد و همسرش به شدت زخمی می شود محافظ سلطنتی چوی یانگ(لی مین هو) دست به یک ریسک بزرگ می زند و با عبور از دروازه زمان به دنبال پزشک افسانه ای (هواتا) می رود.او به سال 2012 سئول می آید و یک پزشک جراح زن را با خود به زمان (گوریو) می برد.تا ملکه آینده را درمان کند و این آغازیست بر ماجرای به شدت پیچیده و هیجان انگیزی که طی 24 قسمت در «ایمان» شاهدش هستیم.جنگ قدرتی که میان امپراطور و چویی یانگ از یک سو و شاهزاده (گی چئول) از سوی دیگر با دست به دست شدن آن پزشک زن(یواین سو)به عنوان برگ برنده و یک سلاح موثر,درکنار علاقه عمیقی که میان یو این سو و چویی یانگ شکل میگرد براستی یک درام جذاب و غیر قابل پیش بینی را رقم زد.

برخی از نکات این سریال را در زیر می خوانید:

-فیلمنامه و کارگردانی در حد عالی است . ساخت چندین سکانس تاثیر گذار و زیبا براستی منحنی عملکرد  کارگردان را از عالی به فوق العاده تغییر مکان داد.سکانس مرگ دردناک شاهزاده در تبعید (که کودکی بیش نبود)آنهم فقط به خاطر نجات جان چویی یانگ و سو استفاده ای که از عشق کودکانه اش شده بود   براستی اشک را از چشمان هر بیننده ای  جاری می ساخت.

ریتم سریال استاندارد است.اتفاقات و حوادث سریال در یک هارمونی زیبا آنقدر به موقع و به جا رخ میدهند که بیننده گذر زمان را حس نمیکند.اتفاقی که به طور مثال در (آرانگ )نیفتاد.

-تیپ سازی منحصر به فرد:اتفاقی که یک بار در بک دنگ سو رخ داد و متعاقبا در نقدش هم آمد,خلق یک یا چند کاراکتربود که در نوع خود کم نظیر بوده و به نوعی جدای از بقیه بازیگران دیده می شود. به جز لی مین هو ,گی چئول نمونه این تیپ سازی بود.نوع نگاه و حالت چهره اش ,نحوه حرف زدن و بالا و پایین بردن تن صدایش موقع ادای دیالوگ .حتی لباس پوشیدن و اهمیتی که او به ظاهرش می داد(انواع ماساژ و استفاده از داروی گیاهی برای پوست صورت ؛که البته بخشی از آن مربوط به نیروی درونی او بود)همه و همه او را از سایر بازیگران متمایز کرد خروج خیلی خوب و دراماتیکی هم داشت اینکه درست در یک قدمی دروازه آرزوهایش جان داد.با همان خلا درونش.

در بک دنگ سو این شرایط را ارباب(هوکساچورونگ) داشت. که اتفاقا در همین سریال هم همان بازیگر با همان گریم یک نقش کوتاه بازی کرد.

-در نقد سریال آرانگ گفتم آن سریال یک اثر خوب و قابل قبول است که نوسان  کیفی دارد .یعنی گاهی خیلی خوب و منطقی پیش می رود و گاهی هم کسل کننده می شود.اما در ایمان این اتفاق هرگز  نمی افتد ,سریال همواره در سطح کیفی بالایی قرار دارد .کاراکتر اضافی در سریال (صرفا برای پر کردن خلا های فیلمنامه ) وجود ندارد(ولی در آرانگ بود)شخصا هیچ دلیلی برای شکست این سریال از آرانگ ندیدم چون از هر لحاظ از رقیبش سر است.این نکته بار دیگر نشان می دهد که ریتینگ ملاک قضاوت نیست. چه بسا (کتاب خانواده گو) که هم اکنون بالاترین ریتینگ را دارد به مراتب ضعیفتر از(زندگی برای عشق) باشد که در جایگاه دوم است.

-بعضی سوپراستارها لیاقت اسم و رسمی  را که به هم می زنند ندارند.اما لی مین هو با بازی هنرمندانه و طبیعی اش ثابت کرد که لیاقت آن همه تعریف و تمجید را دارد. ازهمه جالب تر بازی خیره کننده «یو این سو»بود که چنان در نقش خود غرق شده بود و زیبا بازی می کرد که تنها هنرمندی مثل لی مین هو میتوانست در مقابلش بازی کند و بازی اش تحت الشعاع هنرمندی او قرار نگیرد .شخصا امیدوارم از این دو بازیگر به خصوص (لی مین هو)باز هم آثار تاریخی بزرگی را شاهد باشیم.

-پایان سریال به راستی شگفت انگیز است.ماجرا طوری پیش می رود که (یو این سو)همزاد خودش را درآینده می بیند آثاری را از او پیدا میکند (یادگارهای هواتا) و با این سرنخ ها به جای نامعلومی هدایت می شود ذهن بیننده هر چیزی را حدس می زند به جز آن چیزی که در انتها رخ داد و گره های ماجرا را گشود.

در دقایق پایانی قسمت آخر چویی یانگ زخمی میشود (یو این سو) برای آوردن تجهیزات پزشکی از دروازه زمان عبور می کند و دوباره باز می گردد . اما این رفت وبرگشت او را به صد سال قبل از تولد چویی یانگ می برد سریال به شوک عمیقی فرو می رود.

مدتی می گذرد . مشخص میشود که تمام آن یادگارهای در طول سریال را خود (یو این سو)حالا که صد سال به عقب بازگشته از خودش به یادگار گذاشته است..پس از مدتی دروازه زمان دوباره باز میشود .او در اوج ناامیدی یک رفت وبرگشت دیگر می کند و اینبار به پنج سال بعد از زخمی شدن چویی یانگ می رود.او از زخم نمرده و زنده است و به مقام ژنرالی هم رسیده.(ایمان)با تلاقی نگاه چویی یانگ و یو این سو در پای درختی بر فرازیک چشم انداز بکر به پایان میرسد. دوربین آرام آرام صحنه را ترک میکند .ما هم دو عاشق جاودانه را باهم تنها می گذاریم.یک پایان شگفت انگیز و خارق العاده که مثل یک ضربه نهایی ,زیبایی سریال را صد چندان کرد.

پسگفتار:

سریال ایمان یک اثر حرفه ای و زیبا است.تم عاشقانه اش باور پذیر است و به دل می نشیند . اصلی ترین مشخصه سریال موفقیتش در ساخت اثری است که بیننده براحتی با آن ارتباط برقرار می کند,درکنار شخصیت هایش هست و آنها را میفهمد .با خنده های (یو این سو)می خندد .باگریه های (چویی یانگ)که پیکر نیمه جان شاهزاده فداکار را در آغوش گرفته ,می گرید. به حال (گی چئول)جاه طلب و بیمار تاسف میخورد.ساده دلی و پاکی اعضای (وو دال چی )را که درراه دفاع از امپراطور جان میدهند باور می کند...و سرانجام در «ایمان»زندگی میکند.

«ایمان» را باید دید. بدون هیچ پیش داوری و مقدمه ای . «ایمان» روایتگر پاک دلان و پاک باختگان است.«ایمان»حکایت بازی سرنوشت است .

نویسنده:سید محسن میررفیع
کاری از «امپراطوری گوگوریو»
نقد بعدی . خدای جنگ



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو